حراست دانشگاه تبریز بر سر عقل بیایید!
آذربایجان اویرنجی حرکاتی : قرن بیستم زمان کشمکش توتالیتاریسم و دموکراسی در میدان سیاسی و اقتصاد متمرکز و اقتصاد بازار در اقتصاد بوده و در سایه ی تلاش مبارزان آگاه و دلسوز بشریت این مبارزه با موفقیت نسبی دموکراسی و اقتصاد بازار که مشخصه ی اصلی هر دو رقابت و در نتیجه گردش قدرت برای سر بلندی انسان است، پایان یافت و نکته ی مهم این که در نیمه ی دوم این قرن فیلسوفان و دانشمندان سعی در نظریه پردازی جهت دموکراتیک کردن قدرت کردند.
میشل فوکو و یورگن هابرماس پیشروان این امر شدند. فوکو بررسی قدرت را تبدیل به مسئله ای برای فلسفه کرد و سعی نمود که مهار و تحلیل قدرت را به شیوه ای بنیادی انجام دهد. اما هابرماس که به نظر می رسد در نظریه پردازی اش موفق تر از فوکو بود با مطرح کردن نظریه کنش ارتباطی، نظر فیلسوفان سیاسی را به این جلب کرد که قدرت باید با یک نظریه ی انتقادی که تفاوت های هنجارین بین استفاده ی مشروع و نا مشروع ار آنرا تمییز می دهد. مهار و تعدیل شود. در نظریه هابرماس سه نوع عقلانیت وجود دارد- به ترتیب سیر تکوین- عقلانیت ابزاری، عقلانیت ارتباطی و عقلانیت رهایی بخش. سلطه ی حاصل عقلانیت ابزاری است که همه چیز را به چشم ابزار می بیند. علم حقوق که انسان و آفریده هایش را ( از جمله تکنولوژی ) از سردرگمی خارج می کند، نتیجه ی عقلانیت ارتباطی است. اما اما آنچه بشر را از شر نتایج آفریده هایش، نگرانی هایش و زیاده خواهی هایش نجات خواهد داد، عقلانیت رهایی بخش است. خلاصه ی مطلب اینکه این دانشمندان به ما آموخته اند که قدرت و سلطه متفاوت اند. اولی نتیجه ی طبیعی کنش ها در حیات بشری است که باید آن را تعدیل و نظارت کرد و دومی انحرافی است در زندگی اجتماعی که همچون غده ای سرطانی همه چیز را نابود می کند.
و اما باز هم دانشگاه تبریز...
امروز نه تنها در دانشگاه تبریز بلکه در تمام جوامع دانشگاهی ایران شاهد نوعی فرهنگ به طور نسبی دموکراتیک در روابط بین دانشجویان و اساتید و کارکنان هستیم که ویژگی اصلی اش تساهل و مدارا است. ساختار بوروکراتیک آن، که در راسش اساتید و هیئت علمی در پوشش مسئولین دانشگاه هستند توانایی نسبی اداره ی منظم دانشگاه را داراست. اما عده ای که نه سابقه ی آکادمیک و نه صلاحیت لازم برای اداره ی دانشگاه را دارند، نه تنها داعیه ی اداره ی دانشگاه را دارند، بلکه عملا تمام ساختار و سازمان های دانشگاه را زیر مجموعه ی خود می دانند. رفتار های آنها مشخصات اعمال ناشی از عقلانیت ارتباطی را ندارد چرا که به علم حقوق و قوانین و حتی روابط بوروکراتیک اعتقاد ندارند و اصلا کسی را بجز خود و شبکه شان- که مشابه اش تنها در بلوک از هم گسیخته ی شرق قابل مشاهده بود- نمی بیند تا با آن ارتباط داشته باشند. با این که از تکنولوژی که نتیجه ی عقلانیت ابزاری است استفاده می کنند و سلطه گرا هستند، اما با مفاهیم عقلانیت ابزاری هم نمی توان رفتار های آنها را تحلیل کرد و در حقیقت اعمال آنها ناشی از هیچ نوع عقلانیت نیست. بهتر است برای روشن شدن موضوع، مثالی بزنیم:
کشورهایی که منطقشان در روابط بین الملل ناشی از عقلانیت ابزاری است، به مفهومی بنام مذاکره معتقدند- هرچند به صورت ابزار-. درحقیقت مذاکره برای آنها ابزاری است برای رسیدن به سود بیشتر که عقلانیت آنها را تایید می کند. به خاطر همین عقلانیت است که گاهی حتی قدمی به عقب می گذارند چرا که عقب نشینی تاکتیکی در موقعی که رقیب قدرتمند شده است شرط عقلانیت است. اما رفتار حراست و نیروهایش را تنها می توان در چند جمله خلاصه کرد:"حمله به جلو حتی اگر پوزیسیون دفاع داشته باشیم" نباید تعجب کرد که نیروهای حراستی متوجه نیستند که این روش به شکست و فرسایش انرژی آنها در مقابل آگاهی و یا حتی خشم دانشجویان کاسه صبرشان شده است.
نباید از خود و آگاهان پرسید که چرا نیروهای حراست از اشتباهات خود پند نمی گیرند. زیرا که تحلیل و پند گیری و اندیسیدن چاره و تاکتیک برای جبران اشتباهات تنها از عقل ناشی می شود در حالی که رفتارهای نیروهای امنیتی دانشگاه شکل سنتی و روانی دارند.مارکس وبرنیز سه نوع رفتار را برای تحلیل کنش های انسانی مطرح می کند نوع اول رفتارهایست که در جوامع سنتی رخ می دهد که در واقع رفلکس روانی و عاطفی است و دو نوع دیگر کنش های ناشی از عقلانیت معطوف به ارزش و عقلانیت معطوف به هدف است. اعمال نیروهای امنیتی دانشگاه در حقیقت نوع رفلکس روانی است که ناشی از احساس خطر است و در پس خود هیچ عقلانیتی ندارد و برای تحلیل رفتارهای این افراد باید از روانشناسان کمک گرفت.افرادی که قدرت طلب، بی منطق و ترسو هستند و دفاع آنها در پوشش حمله ظاهری ترسناک دارد اما همه می دانند که انسانهای عاقل برای اداره ی ارگانی که به آنها وگذار شده - حال به هر دلیلی- از تئوری های مدیریت بهره می گیرند و نه از ایجاد فضای رعب و وحشت.پس از تحصن دانشجویی که به دستور حراست از دفاع از پایان نامه ی ارشد خود محروم شده بود. مسئولین امنیتی دانشگاهد هشدار داده و توصیه نمودیم که برای اداره ی دانشگاه باید قوانین را رعایت کنند و دانشجویان را در اداره ی دانشگاه دخالت دهند خوشبختانه دیگر مسئولین دانشگاه این مسئله را درک می کنند اما صد حیف که نیروهای امنیتی دانشگاه هنوز در توهم قدرت خود سرگردانند ولی کاش که هرچه سریعتر موارد هشدار داده شده را درک کنند چرا که دیگر کسی توان فرونشاندن خشم دانشجویان را نخواهند داشت.تحصن های پی در پی و خود جوش در ماههای اخیر ثابت کننده ی این مدعاست. در چنین شرایط حساس و بغرنجی که به سود هیچ یک از طرفین نیست حراست دانشگاه تبریز در اقدامی دور از خرد، چهار تن از دانشجویان این دانشگاه را ستاره دار کرده اند تا از ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناس ارشد باز مانند.به مسئولین حراست اخطار می دهیم که بدانند این مورد برای ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و دیگر انتظار نداشته باشند که در این مورد هم صبر پیشه کنیم. ما تا جاییکه در توان داریم تلاش خواهیم کرد که این دانشجویان از ادامه ی تحصیل باز نمانند و برای این کار به هر اقدام قانونی دست خواهیم زد و به صورت خستگی ناپذیر این مسئله را پیگیری خواهیم کرد تا زیاده خواهان بدانند که دانشجو آگاه است و دانشگاه هنوز هم زنده است.با صدای بلند به آنانکه به تعبیر قرآن کریم گوش دارند ولی نمی شنوند ، چشم دارند اما نمی ببینند، زبان دارند اما زبانی که حقیقت ها را نمی گوید، می گوییم که این عمل مغایر با انسانیت و شرف است.به آنهایی که هنوز بدیهی بودن حق تحصیل را درک نکرده اند می گوییم که اگر در خیال باطلشان فکر می کنند که در مورد ستاره دار شدن دانشجوی دانشگاه تبریز و حتی دیگر دانشگاه های سراسر ایران کوتاه خواهیم آمد بدانند که کاملا در اشتباهند. این مورد برخلاف دیگر موارد قبلی به هیچ وجه قابل بخشش نیست. اگر فکر می کنند که همچون تاریخ ملعون 2500 ساله ی شاهنشاهی واستبداد در ایران خواهند توانست حق تحصیل را به یک طبقه ی خاص محدود کنند سخت در اشتباه هستند. دستاورد های اجتماعی و حقوقی را نمی توان به پس رفت دچار کرد.ما تصمیم خود را گرفته ایم حال شما هم تصمیم بگیرید که البته دو راه بیشتر هم ندارید، یا سر عقل بیایید و خود کرده را این بار تدبیر کنید و ضرر را هرچه سریعتر بگردانید و یا اینکه منتظر اقدامات به حق و قانونی ما در راستای وظایف مدنی و انسانی مان باشید.
www.tabriz-un.blogfa.com